با سلام به دوستان عزیز مطالب زیر را با دقت تمام مطالعه بفرمائید سپس نتیجه گیری بفرمائید! دوستان عزیز مسئول سیاستهای فرهنگی کشور ! شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی ! نیک به نتیجه سیاست گذاریهای فرهنگی اتخاذ شده بنگرید و خود و خدای تان را ناظر بر اعمال خود ببینید آنگاه به مسئولیت خویش در حفظ ونگهداری نظام الهی جمهوری اسلامی که به برکت مجاهدت های امام راحل و خونهای مقدس شهداست  واقف شده و اقدام عاجل کنید و بت های شیطانی را از فرهنگ انقلاب اسلامی بزدائید و بشکنید قبل از آنکه محضردر محضر خدا و شهدا و امام شهدا بشکنید ! من حقیر هرچه در توان داشته باشم فریاد خواهم کشید که اسلام ناب محمدی(ص) با این فرهنگ باب شده شیطانی نسخیت ندارد و برای فرهنگ الهی ایثار و شهادت و فرهنگ علوی بسیجی جان بی مقدار حقیربا توشه زخمها و بال و پر شکسته از سودای جان در مکتب 8 سال دفاع مقدس فدای اسلام ناب محمدی(ص) ، فرهنگ ایثار و شهادت ، فرهنگ علوی بسیجی باد ! بت ها را بشکنید ! اینها بت های شیطانی است !   

به گزارش روابط عمومی بنیاد شهید و امور ایثارگران، مهندس زریبافان در  همایش (هم اندیشی صیانت اجتماعی از ایثارگران و تجلیل مقام مددکار)در جمع مددکاران نمونه کشور  :  بر توانمند سازی و تقویت حس اعتماد به نفس در ایثارگران تأکید کرد و گفت: ضروری است که ایثارگران بدانند کشور به آنها نیاز دارد نه آنها به امکانات کشور !                                                                   مهندس زریبافان با اشاره به طرح مراجعه معکوس گفت: طرح مراجعه خادم به مخدوم وظیفه همه کارکنان بنیاد است اما حوزه مددکاری در خط مقدم این طرح قرار دارد. خوش بحال ایثارگران عزیز !

زندگی مادر 5 جانباز در زیرزمینی که شهرداری انباری محسوب کرد !

 فرخ امینی صالح پور یکی از هزاران مادر شهیدی است که با آنکه 5 جانباز تقدیم انقلاب کرده امروز با جسم بیمارش مجبور است به دلیل مشکلات مالی در زیر زمین کثیف و محقر خانه ای در محله شاد آباد زندگی کند .  آقای مسئول ، آیا تا به حال با تور سیاحتی پا برهنگان این مملکت که به صدقه سر آنها شما امروز رئیس شده اید به گردش رفته اید ؟ ! بیائید یک بار هم شده از آن صندلی مخملتان پائین آمده و با اتوبوس فقرا همراه شوید و ببینید کجا می بردتان ، ببینید آن مادرانی که هزاران شهید و جانباز را در دامان خود پرورش داده اند در کدامین دخمه زندگی می کنند ؟!  به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهدای ایران ، فرخ امینی صالح پور یکی از هزاران مادر شهیدی است که با آنکه 5 جانباز تقدیم انقلاب کرده امروز با جسم بیمارش مجبور است به دلیل مشکلات مالی در زیر زمین کثیف و محقر خانه ای در محله شاد آباد زندگی کند . این مادر 77 ساله به مدت 3 سال است که در این مکان استیجاره ای زندگی می کند و به دلیل کمبود اکسیژن موجود در فضای زیر زمین چندین بار بیهوش شده است.  نکته تاسف بار دیگر این است که بارها از طرف شهرداری تهران برای ایشان اخطاریه صادر شده است که این مکان انباری بوده و مجوز مسکونی ندارد .   اما سوالی که در اینجا مطرح می گردد این است که وظیفه کدام ارگان است به خانواده های شهدا و جانبازان رسیدگی نماید ؟آیا بایدبرویم سراغ سازمان های هوانوردی و تربیت بدنی که کسی جوابگو باشد .  آقایان مسئول لطفا این عکس ها را ببینید :




سردار چگونه از تو سخن کنم که با اینکه 3 ماه افتخارم بودتا در کنارت باشم نشناختمت ؟! دلم برات تنگ شده توئی که برام پدری میکردی در غربت پدر ! توئی که چشمانم رو به دنیای جهاد گشودی و آنگاه نحوه بندگی خدارا ! 
بگذار پدر صدایت کنم ؟ و در فراق تو اشک ماتم افشانم و داغ فراقت را گرامی دارم و چوفرزندی که در هجر پدر مویه کند . مویه کنم  ! پدر هنوز فراموشت نکرده ام ! پدر !دوست خوبم از من خواست از روزهای با توبودنم بنویسم ولی نتوانم ترا بشناسانم و بسنده میکنم به مناجات های زیبایت تا نسل امروزی از تو یادگاری داشته باشند و بدانند که بندگان مخلصی برای استقلال ایران عزیز از جان گذشتگی کردند و اینک بر سرسفره عندربهم یرزقون متنعم اند ! اما براستی ما مدیون خون مقدس این شهدا نیستیم ؟ جانبازربذه نشین   

test

درد دل آدمی را بیدار می کند ، روح را صفا می دهد ، غرور و خود خواهی را نابود می کند. نخوت و فراموشی را از بین می برد ، انسان را متوجه وجود خود می کند .
انسان گاهگاهی خود را فراموش می کند ، فراموش می کند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان که، در مقابل عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است ، فراموش می کند که همیشگی نیست، و چند صباحی بیشتر نمی پاید، فراموش می کند که جسم مادی او نمی تواند با روح او هم پرواز شود، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و غرور و قدرت می کند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود ، بی خبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود ، به پیش می تازد و از هیچ ظلم وستم رو گردان نمی شود. اما درد آدمی را به خود می آورد ، حقیقت وجود او را به آدمی می فهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درک می کند و دست از غرور کبریایی برمی دارد ، و معنی خودخواهی و مصلحت طلبی و غرور را می فهمد و آن را توجه نمی کند .
خدایا تو را شکر می کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را  بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم .
خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است .

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نابخشودنی است .

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد ، شرف ندارد .

خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کیفر خدای بزرگ است. خدایا مرا از بلای غرور وخودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم .
خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق وبرق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند .
خدایا من کوچکم ، ضعیفم ، ناچیزم ، پر کاهی در مقابل طوفانها هستم . به من دیده عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال ترا براستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم .
ای حیات با تو وداع می کنم با همه زیباییهایت ، با همه مظاهر جلال و جبروت ، با همه کوهها و آسمانها و دریاها و صحراها ، با همه وجود وداع می کنم . با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم. ای پاهای من ، می دانم شما چابکید، می دانم که در همه مسابقه ها گوی سبقت از رقیبان ربوده اید ، می دانم فداکارید ، می دانم که به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه وار به حرکت در می آئید ، اما من آرزوئی بزرگتر دارم ، من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم ، به حرکت در آئید ، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید ، به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید . این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها ونقشه ها وامیدها ومسئولیتها  را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید .ای پاهای من در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید . شما سالهای دراز به من خدمت کرده اید ، از شما می خواهم که در این آخرین لحظه نیز وظیفه ی خود را به بهترین وجه ادا کنید . ای پاهای من سریع وتوانا باشید ، ای دستهای من قوی ودقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین وهوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف وذلیل مگذار ، چند لحظه بیشتر  با قدرت واراده صبور وتوانا باش. به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق وابدی آرامش خود را برای همیشه  بیابید وتلافی این عمر خسته کننده واین لحظات سخت و سنگین را دریافت کنید. چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید،آرامشی ابدی.دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار  عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.
خدایا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک می جوشد ، می لرزد ، می سوزد و خاکستر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم واز وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان وفداکاری از آن سرچشمه بگیرد .
خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ  راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است مسح توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدائی رسید.




سالروز رحلت شهادت گونه  بزرگ  پیام  ر سا ن قیام عاشورا حضرت زینب کبری (س) را به محضر حضرت حجت ابن الحسن العسگری (عج) ، به تمامی رهروان و شیفتگان مکتب حسینی  تسلیت باد . جانبازربذه نشین